قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۵/۲۸ - ۱۴:۰۴
بازخوانی بیانات رهبر انقلاب پیرامون آزادگان

ماجراهای اسارت گفته، نوشته و به تصویر کشیده شود

در فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب آمده است: تأکید می‌کنم که حتماً ماجراهاى اسارت گفته شود، نوشته شود، به تصویر کشیده شود و کارهاى هنرى فاخر بر روى آن انجام بگیرد... این معنایش امضا کردن و محکم و قطعى کردن سند پیروزى ملت ایران است.

ماجراهای اسارت گفته، نوشته و به تصویر کشیده شود

 

به گزارش «سراج24»،  مقام معظم رهبری که خود از جانبازان سرافراز انقلاب محسوب می‌شوند همواره توجه ویژه به نقش آفرینان دفاع مقدس و بویژه آزادگان دفاع مقدس داشته‌اند و بارها در بیانات خود به ارزش والای صبر اسارت آن‌ها و رنجی که در این دوران کشیده‌‌اند اشاره کرده‌اند. ایشان که دیدارهای زیادی هم با آزادگان داشته‌اند، از آن‌ها به عنوان کسانی که درطول سال‌های اسارت، استعدادهایشان به الماس‌های درخشان تبدیل شده است یاد می‌کنند. بخش‌هایی از بیانات گهربار رهبری پیرامون آزادگان مرور می‌شود:
مسأله آزادگان، مسأله بزرگى است. به فیلم‌هاى تبلیغاتى غربی‌ها و دیگران در زمینه مسائل نظامى و مسائل مربوط به اسارت‌هایشان نگاه نکنید. هیچ ملتى نتوانسته است از قشرهاى مختلف، مجموعه‌اى جوان و رزمنده به وجود آوَرد که در سخت‌ترین شرایطِ اسارت، شخصیت انقلابى و ایمانى و روح رزمندگى را آن‌چنان حفظ کنند، که آزادگان ما در دوران اسارت حفظ کردند؛ در حالى که یقیناً آنچه ملت ایران از حوادث دوران اسارت این عزیزان مى‌داند، بخشى از مجموعه عظیمى از حوادث است.
مگر مى‌شود این حادثه را تشریح کرد؟ مگر رنج‌هاى لحظه‌لحظه اسارت را مى‌شود در کلمات گنجاند، یا با زبان ادبیات و هنر تبیین کرد؟ شنیدن، مانند دیدن و لمس کردن نیست. این‌ها ایستادگى و مقاومت کردند. شاید در آن لحظه‌اى که آزادگان عزیز ما در اردوگاه‌هایى با نگهبانان غلاظ و شداد دشمن روبه‌رو بودند و ایستادگى مى‌کردند، بعضى از آن‌ها امیدى هم به آزادى خودشان نداشتند. شاید در میان آن‌ها کسانى هم بودند که خسته مى‌شدند و مى‌گفتند تا کى؟ اما سنّت الهى این است که «فانّ مع العسر یسرا، انّ مع العسر یسرا». بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا (1376/05/29)
روزى بود که وقتى نام آزادگان و گروگان‌هاى عزیز ما در دست دشمن - یعنى شما - برده مى‌شد، دل را غبار غم و اندوه مى‌پوشاند. یک فضاى یأس‌آلود بر دل‌ها حاکم بود. واقعاً انسان نمى‌دانست که سرنوشت این عزیزان، این جوانان پاکیزه و مطهّر، این فداکاران میدان جنگ، در دست آن رژیم قسىّ‌القلب و دور از انسانیّت، چگونه خواهد شد و به کجا خواهد رسید. من فراموش نمى‌کنم در ماه‌هاى رمضان، وقتى که این دعاى شریف را مى‌خواندیم: «اَللّهمَ‌فُکَّ کُلّ‌اَسیر»، قلب من مورد هجوم غم‌هاى گوناگونى قرار مى‌گرفت. غمِ اسیران، غمِ پدران و مادران و همسران و فرزندان، غمِ آن لحظه‌هایى که ما به تفصیل نمى‌دانستیم چگونه است، اما مى‌دانستیم که چقدر تلخ است، قلبمان را مى‌فشرد و از اعماق قلب، این دعا را عرض مى‌کردیم و فقط امید ما به معجزنمایى ذات مقدّس احدیّت جلّت عظمته بود. والّا اسباب عادّى، روال قضایا را طور دیگرى نشان مى‌داد. این‌که اسیرانِ پاک نهاد و فداکار ملت ایران، به تعداد ده‌ها هزار، بى حرف و بهانه، در مدّتى کوتاه، آن هم با ابتکار دشمن و با شروع او، راه بیفتند و به داخل کشور بیایند، جزو رؤیاهایى بود که به نظر ما، جز با قدرت استثنایى خدا، امکان‌پذیر نبود. والّا، همه چیز تابع قدرت خداست. نَفَس‌هاى ما هم با قدرت الهى آمد و رفت مى‌کند. این، فقط با یک قدرت نمایى استثنایى قابل تأمین بود ولا غیر.
لحظه لحظه دوران اسارت شما، صدقه است/حالا وقت استفاده کردن از رنج اسارت است
برادران عزیز! من مکرّر عرض کرده‌ام: لحظه لحظه دوران اسارت شما، صدقه است. لحظه لحظه، صدقه است! آن لحظه‌هاى پررنجى که شما گذراندید، یک سرمایه شد. یعنى شما به عنوان یک آزاده، یازده سال، ده‌سال، هشت سال، پنج سال - هرچه - که در اسارت بودید، ذخیره‌اى از رنج‌ها، برایتان فراهم آورد؛ هم از جنبه فردى، هم از جنبه اجتماعى و عمومى. این مطلب، قابل تأمّل است. دو نوع مى‌شود با محصول تجربه‌ها و امتحان‌هاى سخت برخورد کرد. یک نوع این‌که بگوییم: «ما به این زندانِ سخت رفتیم و این همه شکنجه کشیدیم و آمدیم؛ پس دیگر کار خودمان را کردیم. حالا دیگران بکنند.». این منطق، اساساً منطق درستى نیست. اما منطق دوم، منطق درستى است.
منطق دوم چیست؟ منطق دوم این است که بگوییم: «مگر ما این پنج سال زندان، یا ده سال اسارت را آسان به دست آوردیم؟! من ده سال در اسارت بودم و این ملت، ده سال اسارتم را تحمّل کرد. خانواده‌ام، پدر و مادرم، دوستانم، شهر و میهنم، همه این‌ها رنج اسارت مرا تحمّل نکردند که همین‌طور مفت از دست برود و از آن استفاده‌اى نشود.» اگر رنجى برده شده و محصولى از فضل خداى متعال به دست آمده است، حالا این انسانى که این آزمایش و تجربه بزرگ را انجام داده، مثل آن دانش‌آموزى است که دوره‌اى را گذرانده است. کسى که دوره‌اى را گذرانده باشد با آن کس که آن دوره را نگذرانده، فرق مى‌کند. حالا که ملت و خانواده شما، شما را دادند، رنج فراق شما را تحمّل کردند و شما یک دوره سخت را گذراندید، قاعده امر چیست؟ قاعده امر این است که از این دوره، استفاده کنیم. حالا وقت استفاده از این رنج است. حالا وقتى است که ملت، از ذخیره‌اى که با ده سال، یازده سال - کمتر و بیشتر - به دست آمد، استفاده کند. یعنى عناصرِ تجربه دیده و امتحان داده و محنت کشیده دوران اسارت، کسانى هستند که براى خدمت در راه خدا و مجاهدت براى پیشرفت به سمت هدفهاى انقلاب، آماده‌تر از دیگرانند. این‌ها هستند که رنج کشیده‌اند؛ روحشان و اراده‌شان قوى، وایمانشان تجربه شده است. این، آن برداشتِ دوم‌است. من، این برداشت دوم را قبول دارم. همین هم درست است.
آزاده بیشتر از همه، براى حفظ این نظام رنج کشیده است
آزادگان، بهترین سربازان انقلابند. آزادگان، آزموده‌ترین فرزندان این ملتند. آزادگان، شایسته‌ترین افراد براى دفاع از انقلاب و نظام جمهورى اسلامیند. آزادگان، مورد امید و اعتماد این نظام به حساب مى‌آیند و باید براى کارهاى آینده هم به حساب بیایند.اگر دشمنى، درمقابل انقلاب یا در مقابل نظام جمهورى اسلامى قد عَلَم کند، اوّل کسى که باید مشت بر سینه اوبزند، آزاده است؛ چون آزاده بیشتر از همه، براى حفظ این نظام رنج کشیده است. او بیشتر از همه تجربه کرده است؛ خودش را بهتر مى‌شناسد و محنت‌پذیرى خود را در روزهاى سخت آزمایش کرده است.
این، آن برداشتِ دوم است. لذاست که آزادگان، هم در میدان سازندگى کشور باید مورد تکیه قرار گیرند و هم در میدان دفاع از انقلاب. این، آن چیزى است که شما به عنوان آزاده و به عنوان یک مسلمان انقلابى، از خودتان باید توقّع داشته باشید. باید در مقابل دشمنان و بدگویان و طعنه‌زنان انقلاب بایستید. بیانات در دیدار جمعی از آزادگان(1371/05/26)
این روزها یکى از خاطره‌هاى بزرگ تاریخ انقلاب، بلکه تاریخ کشور ایران شکل گرفته است و آن خاطره بازگشت پیروزمندانه آزادگان سرافراز ماست. عقیده بنده این است که یکایک ملت ایران باید این خاطره و خاطره‌هاى شبیه آن را دائماً در ذهن خودشان داشته باشند. قضیه برگشتن اسراى ایرانى - که بحق لقب «آزاده» را به آن‌ها داده‌اند - یک حادثه الهى بود. دست قدرت پروردگار بود که این حادثه را شکل داد و ایستادگى و مقاومت آزادگان سرافراز ما در طول سال‌هاى سخت اسارت در دست دشمن، ملت ایران را روسفید و سربلند کرد. البته اجر این محنت‌ها و سختی‌ها را فقط شکرگزارى خداى متعال مى‌تواند بدهد. ما قابل نیستیم که از آزادگان و ایثارگران تشکّر کنیم. اجر آن‌ها با خداست؛ اما در عین‌حال همه ملت ایران در همه جاى کشور، باید لحظه‌اى این فداکاری‌ها را فراموش نکنند. بیانات در دیدار جمعی از آزادگان(1377/05/27)
آزادگان در نامه‌‌هایشان می‌نوشتند: براى آزادى ما، به دشمن باج ندهید
ملت ما خوب امتحانى دادند. اسرا هم حقیقتاً آزادمردى نشان دادند. این‌که ما به اسرایمان «آزادگان» مى‌گوییم، بى‌وجه نیست. شما که برگشتید، آبرومند و سربلند برگشتید؛ دین و اعتقاد و دلبستگی‌تان به امام و اسلام و انقلاب را حفظ کردید؛ پیش دشمن، آبروى ملت را حفظ نمودید و ملت را سرشکسته نکردید. این‌ها خیلى ارزش دارد. امروز هم که برگشته‌اید، بحمداللَّه پیروز برگشته‌اید.
ما نامه‌هایى از بعضى از آزادگان در طول این دو سالِ بعد از آتش‌بس تا امروز داشته‌ایم که به خانواده‌هایشان مى‌نوشتند. وقتى خانواده‌ها مى‌فهمیدند که ما مخاطب هستیم، نامه‌ها را مى‌آوردند و به ما مى‌دادند. من هم براى خیلى از این نامه‌ها جواب مى‌نوشتم. مى‌نوشتند که شما براى آزادى ما، به دشمن باج ندهید. این را اسیر مى‌نوشت. این، براى یک ملت، خیلى مهم است که اسیرش در دست دشمن، به‌جاى این‌که مثل انسان‌هاى بى‌ایمان، مرتب التماس کند که بیایید من را آزاد کنید، نامه بنویسد که من مى‌خواهم با سربلندى آزاد بشوم؛ نمى‌خواهد به خاطر آزادى من، پیش دشمن کوچک بشوید. این‌ها را ما داشتیم. این‌ها جزو اسناد شرف ملى ماست و تا ابد محفوظ خواهد بود. سخنرانى در دیدار با گروه کثیرى از آزادگان(1369/06/04)
خاطرات دوران اسارت از ذخائر ماست
دوران اسارت، کوتاه شده‌ قرن‌هائى است که انسان‌هاى بااستعداد را تبدیل کرده است به الماس‌هاى درخشان... مسئله‌ اسارت از ابعاد مختلفى قابل توجه است. یکى از ابعاد، همین خاطرات باارزشى است که دوستان بیان کردند. البته بنده تعدادى از کتاب‌هاى مربوط به خاطرات آزادگان را، و همچنین آنچه که مربوط است به سید عزیز بزرگوار ما، سید آزادگان، مرحوم آقاى ابوترابى، مطالعه کردم. می‌توان حدس زد که آنچه در خلال بیانات و نوشته‌ها در مورد دوران اسارت گفته شده است، یک بخش کوچکى است از یک داستان بلند، و ما همچنان احتیاج داریم که این داستان بلند را بشنویم.
فیلم‌هاى خوبى باید ساخته شود، کتاب‌هاى خوبى باید نوشته شود، خاطره‌ها باید گفته شود. همین خاطره‌هائى که امروز گفته شد، یک دنیا حرف در این‌ها هست؛ چقدر خوب است که این‌ها پخش شود. من نظرم این است که همین خاطراتى که امروز گفته شد، عیناً در صدا و سیما منتشر شود، پخش شود، تا مردم بشنوند؛ این‌ها ذخائر ماست، این‌ها سرمایه‌هاى ماست؛ همین سرمایه‌هاست که اسلام را نگه داشت، شیعه را نگه داشت، جمهورى اسلامى را به قدرت و عزت رساند، ملت ایران را در دنیا سرافراز کرد. این یک بعد قضیه است.
تأکید می‌کنم که حتماً ماجراهاى اسارت گفته، نوشته و به تصویر کشیده شود
من عقیده دارم و تأکید می‌کنم که حتماً ماجراهاى اسارت گفته شود، نوشته شود، به تصویر کشیده شود، کارهاى هنرى فاخر بر روى آن انجام بگیرد. این معنایش حمایت از یک قشر، دفاع از یک حادثه نیست؛ این معنایش امضا کردن و محکم و قطعى کردن سند پیروزى ملت ایران است؛ و این کار باید انجام بگیرد. من از هنرمندان کشورمان و از مسئولان رسانه‌ها می‌خواهم که این کار را بکنند، و شما باید کمک کنید. خوشبختانه آنطور که حالا از بیانات دوستان استفاده شد و بنده هم بى‌اطلاع نیستم، سندهاى زیادى وجود دارد، بعلاوه خود شما سندهاى زنده هستید؛ از حافظه‌ها کمک بگیرید، بدون کم و زیاد، بدون افراط و تفریط؛ آنچه که واقع شده، بگوئید. وقتى این با بیان هنرى همراه شود، در دل‌ها و روحیه‌ها غوغا می‌کند. این هم یک بعد قضیه‌ اسارت شما و آزادگى شماست.
یک بعد هم، بعد ثواب الهى است. آن روزى که اولْ‌بار آزادگان عزیز وارد کشور شده بودند و یک جماعتى از آن‌ها - شاید چند هزار نفر - در همین حسینیه خدمتشان رسیدیم و آن‌ها را ملاقات کردیم و سید عزیزِ بزرگوارمان مرحوم آقاى ابوترابى سخنرانى کرد، من از دیدن این منظره و این جوان‌ها و بازیافت این ارزش‌هاى بزرگ که برگشته بودند، قلبم خیلى متلاطم بود؛ گفتم که بدانید لحظه‌لحظه‌ عمر شما در دیوان الهى محفوظ است. الان هم بر همان عقیده هستم: این لحظه‌لحظه‌ها پیش خداى متعال محفوظ است؛ لحظه‌هائى که قابل توصیف نیست، با هیچ بیانى نمی‌توان عمق آن را آشکار کرد، و شما سال‌ها چنین ساعات و لحظاتى را گذراندید. یک دانه از مجاهدت‌هاى شما، یک لحظه از لحظات سختى شما از دیوان الهى ساقط شده نیست. ما فراموش می‌کنیم، خود شما فراموش می‌کنید، اما کرام‌الکاتبین الهى فراموش نمی‌کنند؛ آن مجاهدت‌ها محفوظ است. منتها سعى کنید این‌ها را حفظ کنید؛ این دیگر، هم نصیحت به خود ماست، هم نصیحت به شما عزیزان است.
اجر آزادگان یک طرف، اجر خانواده‌ها - همسران، فرزندان، پدرها، مادرها، نزدیکان - یک طرف. ما گاهى که توفیق پیدا می‌کردیم در خانه‌ شهیدى با پدر و مادر یا کسان اسیرى ملاقات کنیم، انسان می‌فهمید که این خانواده‌ اسیر چه حالى دارند، چه احساسى دارند؛ احساس آن‌ها سخت‌تر و تلخ‌تر از احساس خانواده‌ شهید بود. 
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۰
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••